تبليغاتX
::. كوچه پشتى .::
میر حسین

قصد آپ کردن نداشتم ولی اومدم بگم فقط میر حسین

میر حسین


88/03/13 ساعت 14:35| نویسنده : صالح |
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق ...

نخستين لبخندي كه بر لبان كودك نقش مي‌بندد و چهره‌اش را شكوفا مي‌كند‌ به زيباترين بيان، احساس مهرطلبي و محبت‌پذيري او را متبلور مي‌سازد. همه انسان‌ها، اعم از كوچك و بزرگ، محبت‌پذير و مهرطلبند؛ چراكه محبت‌پذيري و مهرطلبي در انسان امري فطري و پايدار است.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http://tabemahtab.blogfa.com آمده است: نظام هستي براساس مهر و محبت پروردگار به انسان پديد آمده است. اگر عشق و محبت نبود؛ نه طلوعي بود و نه غروبي، نه بهاري بود و شكفتن گل‌ها و نه نغمه‌هاي شورانگيز بلبلان شنيده مي‌شد. نه كوهساري وجود داشت و نه آبشاري، نه امواج غلطان درياها به چشم مي‌خورد و نه ستارگان در آسمان‌ها چشمك مي‌زدند.

اگر عشق و دلدادگي نبود شوريدگان به دنيا نمي‌آمدند و اشعار نغز نمي‌سرودند. اگر سوز و گداز دلدادگان نبود، كوه بيستون شكافته نمي‌شد و ذوق و هنر هرگز تولد نمي‌يافت. ديگر معلم شوريده دلي پيدا نمي‌شد و كلاس‌هاي درس تعطيل مي‌گرديد.

دفتر زندگي با عشق و محبت آغاز شد و جلوه‌هاي گوناگون جمال و كمال در كل هستي پديد آمد. انسان‌ها هم جزيي از نظام كل هستي هستند با عشق متولد مي‌شوند، با دلدادگي چون حباب‌ها به اقيانوس هستي و ابديت مي‌پيوندند. پس آغاز و سرانجام زندگي و هستي از مهر و محبت آكنده است و آنان كه از عشق و دلدادگي خبر ندارند، نامشان در دفتر و جريده انسان‌ها ثبت نمي‌شود.

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق، ثبت است در جريده عالم دوام ما...

87/07/24 ساعت 1:9| نویسنده : صالح |
از ذکر علی مدد گرفتیم
سلام

اول از همه از بعضی از دوستان که وقت نمیشه بهشون سر بزنم عذر بخوام
همچنین ولادت امیر المومنین امام علی (ع) رو به همه تبریک میگم
 این شعر رو هم اگر میخواین کامل بخونین برین به ادامه مطلب ...



از ذکر علی مدد گرفتیم
آن چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی آزمایش عشق
از نمره ی بیست صد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز
معجون هدایت علی سبز
درچمبر آسمان آبی
خورشید ولایت علی سبز
از باده ی حق سیاه مستیم
اما زحمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز
در نامه ی ما سیاه رویان
امضای عنایت علی سبز


راستی یه سوال هم از همه داشتم :
کیه که تو این یکی دو پست آخری با اسم"..." نظر داده ؟
خوش باشین
یا دوست


ادامه مطلب
87/04/25 ساعت 23:5| نویسنده : صالح |
ساقی امشب ...
سلام

بعد از مدت ها اومدم آپ کنم
۲ هفته پیش میخواستم این رو بذارم ولی گمش کرده بودم .
حالا که میخونین امیدوارم خوشتون بیاد .


 ساقی امشب ...

ساقی امشب باده در دف میکند/ مستی ما را مضاعف میکند

در حریم خلوت اسرار خود / باده نوشان را مشرف میکند

باده گفتم بادها جاری شدند / خام ریشان اسب اساری شدند

چند خواهی بافتن لاتاعلات / فاعلات فاعلات فاعلات

تا به کی میپرسی از بود و نبود / جز ملال انگیختن آخر چه سود

چند میپرسی زجبر و اختیار، / اختیار آن به که باشد دست یار

ساقی ما اختیار تام داشت / چهارده آیینه در یک جام داشت

در عدم بودیم مسطور وجود / تا محبت پردة ما را گشود

 


چون یه کم طولانیه بقیشو میذارم تو ادامه مطلب ...

خوش باشین

یا دوست


ادامه مطلب
87/03/31 ساعت 23:5| نویسنده : صالح |
هفت سین
سلام

عیدتون مبارک .
مطلب زیر رو از سایت
صدا و سیما برداشتم جالبه بخونین ضرر نمیکنین !!


هفت سین

اعضاى خانواده همه در تب و تابند، تا ساعت تحويل سال نو اندکى بيشتر نمانده ، دختر خانواده با نگرانى سفره هفت سين را مى نگرد ، گاه چيزى را اندکى جابجا مى کند، زاويه آيينه را تغيير مى دهد تا قرآن و سبزه در دل آن بنشيند، همه اعضاى خانواده به دور سفره عيد مى نشيند و سال نو را با صميمت آغاز مى کنند. نوروز درپاى سفره ايى که اجزاء آن همگى راز آلود و زيبايند آغاز شده است ؛ سنت زيبايى که خانواده را ملزم مى سازد دراين لحظه همه در کنار يکديگر قرار گيرند نقش برجسته و مهمى در وفاق و همبستگى ميان اعضاء خانواده دارد به ويژه اهميت اين سنت وقتى آشکار مى شود که در جوامع امروز با کمرنگ شدن ارزش و اهميت خانواده روبرو هستيم. اجزاء سفره عيد يا سفره هفت سين و نماد آن اجزاء چيست از کجا آغاز شده و چگونه به ما رسيده است؟ سفره هفت سين با نوروز پيوند نا گسستنى دارد و جزيى از آن است، و چنانکه در مقاله " بدين بايستگى روزى " آمد ، گذشته نوروز و نقطه آغازين آن چندان مبهم و به افسانه آميخته است که براى يافتن چرايى آن جز توسل به اسطوره ها و افسانه ها راهى باقى نمى ماند.

امروزه اين خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده مى شود: " سفره ايى محدود به ترکيب لغوى سين درهمه جا رايج نيست اما اصل گسترش سفره عموميت دارد. چه در تمام شهرها و روستاهاى ايران گسترده مى شود... اين خوان مجموعه اى است بسيارمتنوع از آنچه که در زندگى به آن محتاجند"(1) برخلاف تصور عامه که هفت سين را فرا گير و همگانى مى دانند انواع ترکيبات ديگر با عدد هفت در کشورمان رايج است مانند هفت شين که درميان هموطنان زرتشتى رواج دارد: بعضى هفت سين را در اصل هفت شين مى دانند: شراب و شکر، شهد و شير ، شمع و شمشاد و شانه يا شايه ( ميوه) و برخى آن را صورت دگر گونه هفت چين مى آورند يعنى هفت چيز چيده شده از درخت. اين سنت ارزنده چنان مسخ شده که هفت ميم نيز بر سر سفره نهاده اند: مرغ ، ماهى ، ميوه ، ماست ،مربا، مسقطى و ميگو"(2) چنانکه بر مى آيد در سفره عيد آنچه مشترک است عدد هفت است و آينه و کتاب مقدس ( در ميان مسلمانان قرآن و زرتشتيان اوستا) و البته آب وماهى زنده در درون آن .

عدد هفت عددى مقدس در نزد ملل مختلف است واز جمله در ايران به دلايلى اين عدد مقدس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهرعشق، هفت خوان رستم و هفت سين يا شين يا ميم سفره عيد از حضور مستمر اين عدد در سنن و عقايد اين ملت حکايت دارد. " هفت نزد ايرانيان عدد مقدسى است و با هفت امشا سپندان يا هفت جاودانه مقدس ارتباط کامل دارد"(3) امشاسپندان يا جاودانان مقدس، مقدسان بى مرگ يا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند و نامهايشان به ترتيب عبارتند از: ( واژه ها به صورت فارسى آمده نه پهلوى و اوستايي)؛1- بهمن 2- ارديبهشت 3- شهريور 4- سفندارمذ يا اسفند 5- خرداد 6- اَمـِرتات يا امرداد يا بنابر غلط مشهور مرداد. " آنچه از اوستا بر مى آيد در راس اين شش امشاسپندان گاه "سپنته مئينيو" قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با اين افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند.

همچنين گاه به جاى اهورا مزدا، ايزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اند"(4) متاسفانه تاکنون ميان اجزاء هفت سين ( آنچه بيشترين فراوانى را ميان ملت ايران دارد) و هفت امشاسپند ارتباط معنايى يافت نشده است :وهومن يا بهمن به معناى انديشه نيک اشه وهيشته يا ارديبهشت به معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى خشثروئيريه يا شهريور با معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى سپنته آرمئى تى يا سفندارمذ ( اسفند) فروتنى مقدس هئوروتات يا خرداد: رسايى و تندرستى امرتات يا بيمرگى ( الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهايى به معنى مرگ و نيستى است) " اگر در درازاى زمان هفت "سيني" يا هفت ميوه يا گل يا سبزى که با سين آغاز مى شوند و هر يک با نشانه اى از با رورى و تندرستى تلقين شده اند، در آنجا بايد پاى ذوق لطيف ايرانى را جستجو کرد. آن چيزهايى که امروزه، خوان ما را زنيت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چيست، سبزه نو دميده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سيب که ميوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زايش است ، سمنو اين مائده تهيه شده از جوانه گندم که بخشى از آيين هاى باستانى را ياد آورى مى کند.

سنجد که بوى و برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگى است. سير که از دير زمان به عنوان دارويى براى تندرستى شناخته شده است، دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدس است و دانه هاى به رشته کشيده آن زينت بخش خانه هاى روستايى و دافع چشم بد. ما بر اين خوان آيينه مى گذاريم که نور و روشنايى مى تاباند، شمع مى افروزيم که روشنايى و تابش آتش را به ياد مى آورد ، تخم مرغ که تمثيلى از نطفه و بارورى است، کاسه آب زلال به نشانه همه آبهاى خوب جهان و ماهى زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى ."(5) با مقايسه اى ميان معناى نام امشاسپندان ( که نام 6 ماه از سالهاى شمسى نيز هست) و کنايات و استعاره هاى اجزاء سفره هفت سين آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که تنها تکرار واژه است ايندو ارتباط ديگرى با يکديگر ندارند و اين ناشى از مسخ و قلب اين سنت کهن در طى اعصار طولانى است.

به هر روى تنها مى توان گفت که خوان نوروزى که اجزاء آن با عشق چيده شده است ، بر رخسار زيباى محبت و مودت خانوادگى زيبايى طبيعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد افزود .

چرا که نوروز جشن طبيعت و جشن نوشدن زندگى است.


نظر یادتون نره
اگه میخواین کلیک کنین !
براي Add کردن کليک کنيد  !!!
موفق باشین

یا دوست

87/01/01 ساعت 11:44| نویسنده : صالح |
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده

سلام

فقط اومدم بگم خواهشا همه با هم دعا کنین


مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم

قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم

نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم
دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمیبینم

دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینم

نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم

خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم دل خرم نمیبینم

کنون دم درکش ای سعدی ; که کار از دست بیرون شد
به امید دمی با دوست ; وان دم هم نمیبینم

موفق باشین
فقط دعا یادتون نره
یا دوست
86/12/23 ساعت 20:49| نویسنده : صالح |
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
سلام

اربعین رو به همتون تسلیت میگم .
اینم یکی از فلسفه های یا دوست !!


سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوستنظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهرصبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهدنه من سبوکش این دیر رندسوزم و بسمگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان رانثار روی تو هر برگ گل که در چمن استزبان ناطقه در وصف شوق نالان استرخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافتنه این زمان دل حافظ در آتش هوس است

که هر چه بر سر ما می​رود ارادت اوستنهادم آینه​ها در مقابل رخ دوستکه چون شکنج ورق​های غنچه تو بر توستبسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوستکه باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوستفدای قد تو هر سروبن که بر لب جوستچه جای کلک بریده زبان بیهده گوستچرا که حال نکو در قفای فال نکوستکه داغدار ازل همچو لاله خودروست


نظر یادتون نره
اگه میخواین کلیک کنین ! براي Add کردن کليک کنيد  !!!
موفق باشین
یا دوست

86/12/07 ساعت 21:46| نویسنده : صالح |
درباره وبلاگ
با سلام
اميدوارم از وبلاگم خوشتون بياد .
مطالبي كه روش ميزارم از همه نوع هست : خبر ، شعر ، فلش ، برنامه و ....
سعي كنيد حتما بهم سر بزنين فكر نمي كنم ضرر كنين !
نظرم يادتون نره !





Powered by WebGozar